تبليغاتX
گله های شب فراق - عصیان قلم
 

قیل و قال قلمم قافیه را حیران کرد

قافیه تنگ چو آمد ، قلمم عصیان کرد

فارغ از بیت و غزل جمله خود را بنوشت

همه آن بیت و غزل های مرا ویران کرد

(( اشک در چشمانم حلقه زد و هرآنچه پیش رویم بود ، غرق در آب شد ))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط حبیب  |