تبليغاتX
گله های شب فراق

ولایت حسینی

نظر بدهيد


بنازم ولایتت را حسین که در شب عاشورا چهره خویش را می پوشانی تا آنان که تو را خوانده بودند و در آن شب می خواستند تو را تنها بگذارند ، با خیال آسوده به تو پشت کنند تا حتی شرمنده نگاهت نشوند .

چگونه است که ولایت اینگونه دگرگون می شود و همچنان نام تو را یدک می کشد ؟


نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ شنبه پنجم دی 1388, بازدید : مرتبه

لسان الله

نظر بدهيد
 


بر كدامين گونه ای حسین ؟ که بر هرگونه ای در تو می نگرم ، نظر خويش را كوتاه و به خطا مي يابم .

بر كدامين گونه اي حسين كه تمامي آداب را در هم مي شكني ؟

بر كدامين گونه اي حسين كه زمان نيز در برابر تو شكست خورده ؟

در ميان صحرايي و اثري از گرد و غبار بر تو نمي توان يافت . تازه تازه اي .

بر كدامين گونه اي كه فاتحان نبرد آنانند كه مي كشند و تو فاتح تمامي نبردهاي تاريخي كه كشته شده اي .

بر كدامين گونه اي حسين كه فرياد مي كشي و فريادت قرن ها را در گذر است‌ ؟ ياري كننده اي كه تو در طلب آن هستي كيست و به چه كار مي خواني اش كه تمام تاريخ بشريت را عاشورا كرده ؟

گويي فرياد ياري طلبي خداست كه از دهان مبارك تو به گوش خلق مي رسد . يا لسان الله

تو بر كدامين گونه اي كه جاودانگي ات را نه از پياله اي آب حيات كه از تشنگي در كنار دريا داري .

تو كه خون و زبان و قرباني خدایی ، تو را مي خوانم كه خدا گونه اي حسين .

 



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ جمعه بیستم دی 1387, بازدید : مرتبه

سوال

نظر بدهيد
 

اين كدامين بُعد است كه تو در آن از رگ گردن به من نزديك تري و من از تو دورترين ذراتم ؟



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387, بازدید : مرتبه

نخود هر آش

نظر بدهيد

آخه شما دیگه چرا ؟
بلا نسبت دوستای نزدیک هستید و انتظار می رفت یه ذره بهتر به نوشته نگاه کنید .
کسی به شعر نو و ترانه سرایان متعهد و دامبول و دیمبول دردمند توهین نکرده خوشبختانه .
من فقط یه غلطی کردم پرنده کوچک خوشبختی رو با همای سعادت مقایسه کردم و منظورم این بود که این یکی دردش با یه فِنچ هم درمان میشه و اون یکی اونقدر خودش رو در بدبختی می بینه و فاصله رو تا خوشبختی اونقدر زیاد ، که برای رسیدن به خوشبختی ، همای سعادت طلب می کنه .
درکش کار زیاد سختی نبود .
من چِم شده یا شما چِطونه ؟؟!!
در اینکه در ترانه های دوستان و همکاران جیگول ویگول هم درد هست و درمان از نیرویی ماورائی طلب میشه شکی نیست به هر حال پای خدا همیشه ، همه جا وسطه .
به قولی نخود هر آشه . اما اینکه چه کسی ، کجا ، کِی و چجوری آویزونش میشه هم نکته های مهمی هستن .
یکی وقتی می خنده و داره روده بُر میشه میگه وای خدا . یکی دیگه وقتی از گریه نفسش بند میاد اسم خدا رو به زبون میاره .
یکی پای سفره که میشینه قبل از اینکه چیزی بخوره اسم خدا رو میاره و اون یکی تا شکمش ورم نکنه و سیر نشه یاد خدا نمی افته .
یکی اول کار میگه الهی به امید تو ، یکی وقتی کارش تمام شد میگه خدا کمک کرد .

البته یه عده هم هستن که در حین انجام کار دائماً به یاد خدا هستن . مدام ذکر (ohhh my god ) بر لب جاری میسازند ، باشد که خداوند در زیر فشار یاریشان کند . (( تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد ))

حالا اگه می خواید بیشتر گیر بدید دیگه عواقبش به گردن خودتون .
می تونید قبلش از رضا بپرسید .



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر 1387, بازدید : مرتبه

شعر داریم تا شعر

نظر بدهيد

آخه کسی که غزل حافظ و سعدی می خونه رو چی به خوندن شعر نو و ترانه ؟

پرنده کوچک خوشبختی کجا و همای سعادت کجا ؟؟؟؟

اونی که درد بزرگتری داره ، دنبال درمان بزرگتر می گرده .

وای که چقدر درد داره ، آی که چقدر درد داره
دَمبول و دیمبولش کن ، این ور و اونورش کن




نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387, بازدید : مرتبه

تحریم خدا

نظر بدهيد

انگار خدا هم تحریممون کرده !!

یه زمانی اینجا رو زمین سفارت داشت ( پیامبران ) بعدش که یه ذره نا امید تر شد انگار کنسول گری زد ( امامان ) اما الان دیگه بجز دفتر حفظ منافع ( ..... ) از چیزی خبری نیست .
تازه چون خدا رو نمی بینن ، فعلاً قرار شده منافع پیش خودشون باشه .

به هر حال ...

ببخشید آقای حفظ منافع ما منافع نما خوایم . ویزا کجا می دن ؟




نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ سه شنبه یازدهم تیر 1387, بازدید : مرتبه

..........

نظر بدهيد
 

ما انگار توپ بسکتبال خدا شده ایم .

بر زمین می زند و ما به هر جان کندنی بالا می آییم و دوباره بر زمین می کوباندمان تا شاید در حلقه شیطان بیاندازدمان و در آمدنمان از حلقه را تماشا کند و امتیازی دیگر بگیرد و لذت ببرد از بازگشتمان و توپی که امتیاز آور است .

ای امان از پرتاب های ۳ امتیازی ...



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387, بازدید : مرتبه

الوداع

نظر بدهيد
 

تا که مست از شرر جام و صُراحی بودم

همچو نمام پي نقل گواهي بودم

آنچه گفتم نه ز دانايي اين نادان بود

فالگوش حرم عرش الهي بودم

 

پ . ن : خدا پشت و پناهتون باشه .

            از تمام دوستانی که در این مدت همراهی کردند ، حتي اونايي كه نظراتشون بدجوري روي مخ مي رفت ، تشكر مي كنم .

شاد باشيد

در پناه خدا



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ جمعه بیست و نهم تیر 1386, بازدید : مرتبه

فِر پلی بازی کردنت منُ کشته

نظر بدهيد
 

شیطان از هر راهی برای پیروزی استفاده می کند و خدا همچنان به فکر رعایت قواعد مبارزه سالم و جوانمردانه است .



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ جمعه هشتم تیر 1386, بازدید : مرتبه

قصه درویش

نظر بدهيد
 

گر چنگ زنم زین بیش

بر جنگ و نزاع خویش

از دست دهم خود را

در قصه این درویش

کین پیر به در مانده

خود می نگرد از خویش

سالک بنهادست او

خود می رود از او پیش

گفتند که این سالک

شاید بشد از او بیش

گفتم که چرا این بیش

حرمت ننهد بر ریش

 



نوشته شده توسط حبیب, در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386, بازدید : مرتبه

مکث تمپ

قالب هاي رايگان وبلاگ

قالب هاي بلاگفا

قالب هاي ميهن بلاگ

قالب هاي پرشين بلاگ

قالب هاي بلاگ اسکاي

قالب هاي ديتالايف

پوسته هاي وردپرس